سخنی دوستانه و صریح با نماینده عالی دولت در استان مازندران

سخنی دوستانه و صریح با نماینده عالی دولت در استان مازندران


فارغ ز ماحصل کار چنان که دانید و چنان که بگذشت بیست و یک سال از برساخت و پرداخت یک جنبش پر فراز و فرود که نامش را اصلاحات گذاشته بودیم میگذرد. فعالین اصلاح طلب با بسیج بدنه اجتماعی خود تتمه آبروی خود را به پای دولت تدبیر ریختند و از هیچ تلاشی جهت روی کار آمدن دولت اعتدال فرو گذار نکردند .
امروز که این مرقومه برای شما نگاشته می شود نوجوانان و جوانان دیروز در عصر اصلاحات میان سالانی دوران دولت تدبیر و امید گشته اند و از سر مهر و لطف با درصد قابل توجهی از ارفاق همچنان جوان خوانده می شوند.
جوانانی که در عمل نشان دادند رای شان به اصلاحات و رویکردشان به دولت تدبیر و امید معرفتی بود نه مغفرتی. منفعت‌طلبانی نبودند که به منافع گروهی و باندی خود بیا‌ندیشد، بلکه بی‌هرگونه چشم داشتی ارتقاء منافع کشور، استان ،و رفاه اجتماعی مردمشان را هدف دارند. نه بادبادکی بودند و نه کرکره هاشان را در دکان دو نبش در خیابان سیاست بالا زده اند. در رفتار ، کردار و پندار هر گونه نظر و راهکاری را تنها به نفع منافع ملی صادر کردند و نجیبانه و شرافتمندانه پای همه چیز دولت ایستادند عملی و واقعی و نه آرمانی و انتزاعی.
همین جوانان تا دیروز سرمایه های اجتماعی و حامیان متعین پیروزی دولت تدبیر و امید بودند ولی سوگمندانه باید اذعان کرد که بی عملی، انفعال و بی توجهی مدیران دستگاه های اجرایی رفته رفته امیدشان را به محاق برد.
جناب استاندار ، بدون احتساب ایامی که به عنوان معاون سیاسی در دوره استاندار پیشین انجام وظیفه کردید، هشت ماه از قرار گرفتن شما در بالاترین سطح سکان داری ساختمان سفید خیابان انقلاب ساری می گذرد.
آن روز که رُپ رُپه ی، طبالان و چارچیانِ خوشامدگویی استاندار اصلاح طلب مازندران به گوش می رسید بارقه های امید داشت قوت می گرفت. اما شوربختانه دوامی نداشت رویه همان رویه سابق بود و در بر همان پاشنه قدیمی می چرخید. بی عملی، انفعال، انتصابات و جابه جایی های عقیم افرادی که هیچ اعتقادی به گفتمان دولت نداشته اند آتش این اشتیاق و امید را به یاسی عمیق تر مبدل کرد، چه اینکه این بار استاندار نیز خود اشتهاراصلاح طلبی داشت.
دردمندانه باید اعتراف کرد که بسیاری از همین جوانان اسفندیارانِ ناچارِ جبر زمان شدند و از ادامه هر گونه تلاش برای انجام کار سیاسی با هدف اصلاحات و منش اصلاح طلبی مرسوم صرف نظر کرده اند. گذر نه بلکه دست کشیده اند
بیست و یک سال صبر
بیست و یک سال نجابت
بیست و یک سال امید کافی نبود؟
انتصاب مدیر کل بازرسی استانداری از سوی حضرتعالی که حتی اسلامی اصولگرا از پذیرش و قبولش سر باز زده بود تا گمانه زنی و شنیده های بحث برانگیز در مورد پست معاونت منابع انسانی عرق سردی شد بر پیشانی بسیاری از فعالین سیاسی و سر انجام انتصاب جوانی از اردوگاه رقبای سیاسی شان به عنوان بخشدار مرکزی شهرستان سیمرغ به مثابه آخرین قطره ایی بود باعث سر رفتن کاسه صبر بسیاری از جوانان اصلاح طلب مازندران گردید.
انگار هیچ وهن و تحقیری خرد کننده تر و کاری تر از این نبوده است که با وجود این همه جوانان نخبه و کنشگر سیاسی حامی دولت روحانی ناگهان مسئول و فعال سیاسی ستاد های احمدی نژاد و جناب رئیسی بدون هیچ رابطه استخدامی با دولت بشود بخشدار مرکزی یک شهرستان.
جناب اقای حسین زادگان هیچ سیاستمدار و مدیری مصون از خطا و اشتباه نیست همچنان که عرصه سیاست جای سیاه سفید دیدن مطلق مدیران و عملکرد هایشان نیست اما متاسفانه به دلیل عدم وجود حلقه های واسط بین مدیران حوزه سیاسی شما با بدنه سیاسی، تعلقات جریانی موثر و ریشه داری شکل نگیرد و این سبب شده که انتصابات مفید و درست تیم سیاسی نیز بازتاب چندانی در نزد افکار عمومی نداشته باشد بدین سان حاصل آن میشود که نه امکان پاسخگویی از سوی شما وجود دارد و نه ضمیر جریانات سیاسی اقناع خواهد شد.
جناب استاندار! نسل متاخر کنشگران بهبودخواه هنوز هم دوست دارند با همان لحن صمیمانه و دوستانه حاج مجید خطابت کنند و معترف و مقرند که به معذوریت هایتان در قامت استاندار در دولت موسوم به اعتدال نیز واقفند اما انگار وجه اصلاح طلبی حضرتعالی در سپهر سیاسی استان بیش از پیش مغفول واقع شده است.
عمل سیاسی چگونه امکان تحقق خواهد داشت اگر مدیران سیاسی خط فکری خود را پنهان کنند. نمی شود مدیر سیاسی بود و به هیچ صدای سیاسی مشخص احساس تعلق و مسئولیت نداشت و هویت جمعی خود را نپذیرفت.
جناب استاندار استدعا دارم نگذارید این شائبه بیش از پیش در بین هم نسلان ما تقویت شود که اصلاح طلبانی که در دولت تدبیر و امید شانس و اقبال مدیریت می یابند با گذشت زمان انگار مشت شان جز به پوچی باز نمی شود.
این روزها در مواجهه با دوستان و همفکران سیاسی در هر محفل و گعده ای بحث بر سر بدهی های سنگین شما برای رسیدن به ساختمان سپید استانداری است.
بحث بر سر تعامل یا تسلیم حضرتعالی در برابر نمایندگان و کانون های قدرت و ثروت است بحث بر سر جبران وام قرضی نمایندگان حامی شما در انتخابات 12 اسفند است. بحث بر سر پشت پرده انتصابات رانتی ست که در تناقض محتوایی با شایسته سالاری و آرمان های اصلاح طلبی و تحول خواهی است. بحث بر سر سکوت یا عدم ایجاد ساز و کار نقد مشفقانه در رسانه های استان است. جناب استاندار دیگر این مشق نانوشته نیست که مشحون از اشتباه و ایراد و خطا باشد. عملکرد تیم شما ریزبینانه با موشکافی هر چه تمام تر قابل ارزیابی و بررسی ست.
شما از معدود استانداران اصلاح طلب در کشور هستید که بر این مسند نشسته اید و همای سعادت در این دولت بر شانه هایتان نشسته است، اما انتظار این نیست که زیر بار این همه مدیران و انتصابات تحمیلی بروید و هزینه هایش را به گردن مدیران بالادستی و کانون های قدرت در پشت پرده ها بیاندازید. جناب حسین زادگان ترجیع بند دغدغه ها و برنامه های اعلامی شما اجرای برنامه های توسعه ای و رونق اقتصادی است اما با همین نگاه نیز باید جوانان را به عنوان سرمایه های ذهنی جامعه جهت تحقق و دستیابی به آرمان های غایی مد نظر قرار دهید. بپذیرید حضور آنها در ابعاد مختلف جامعه روح و انرژی تازه ای را به همراه خواهد داشت و این خود کارآیی و تحولات را در پی می آورد. اعتماد به جوانان در پذیرش مسئولیت و تعهد در کلیه ابعاد، توسعه پایدار را سبب می شود چرا که چگالی تراوش ایده های جدید و نوین در این نسل بیش از سایر لایه های نسلی است. همان نسلی که دردمندانه و مسئولیت پذیرانه در نقاط حساس تاریخی در عرصه های مختلف نظیر انتخابات با حرکت های درست مسیر آینده جامعه را ترسیم می تماید. و این در حالی است که در عصر مصدر نشینی حاج مجید نیز هیچ جهت دهی مثبت و سازنده ای متوجه جوانان حامی دولت نیست تا از توان و نیروی آنها برای فعالیت بیشتر بهره برداری نماید. جناب استاندار واجب است، تا حضور جوانان بیش از پیش نظام مند گردد و ضرورت دارد نقش، جایگاه و استقلال رای خود را در مقام نماینده عالی دولت از یاد نبرید همچنان که مطالبات جوانان و همفکران دیروزتان را نیز از یاد نمی برید که تغییر اوضاع و آغاز توسعه و پیشرفت استان جز با تکیه بر شانه جوانان، دوستان و همفکران دیروز نه ممکن است و نه میسور.